... ادامه مطلب
... ادامه مطلب

وي با اشاره به اينكه گروههاي مختلف ناشرين و اغلب ايرانيان بازديدكننده از نمايشگاه در بازديد از غرفه انتشارات علمي و فرهنگي خواستار دريافت اين كتاب بودند گفت: بزودي چاپ دوم اين كتاب به همراه ترجمه آن به زبانهاي انگليسي، عربي، فرانسه و الماني منتشر خواهد شد.
دبيركل اجلاس بينالمللي ناشران جهان اسلام با اشاره به نيارهاي محتوايي ناشران مسلمان براي انتشار كتابهاي فاخر، افزود: در اين نمايشگاه، نياز ناشران مسلمان به دريافت ديدگاههاي ولي امر مسلمين جهان كاملاً مشهود بود و اميدواريم اقدام انتشارات علمي و فرهنگي در ترجمه اين اثر تا حدودي خلاء موجود در اين زمينه را برطرف كند.
زارعي نجفدري تأكيد كرد: ترجمه معكوس، از مناسبترين شيوههاي انتقال فرهنگ و ديدگاههاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در عرصههاي بينالمللي است؛ موضوعي كه دچار غفلت واقع شده و جا دارد كه حوزه نشر كشور، نسبت به آن توجه بيشتري نشان دهند.
عرفان، هنر، فلسفه
به نقل از سروپالي راداكريشنان آغازين نقطهاي كه براي فلسفه هندي در نظر ميتوان گرفت هزار سال پيش از ميلاد مسيح است. در حالي كه مبرهن است كه نمادهاي تاريخي بسيار زيادي در سرتاسر دنيا وجود دارند كه چين، مصر، ايران، هند، عراق فعلي جزء كمترين آنها به شمار ميآيند و سابقه تاريخي آنها به بيش از هشت هزار سال نيز ميرسد.
هنر، جزو لاينفك تاريخ است. از ديوارههاي كهن چين تا اهرام مصر و از آن پس در معابد و آتشكدههاي فراواني كه در ايران، بابل، نينوا، هند و ... به چشم ميخورند اين نكته به وضوح قابل رؤيت است.
بي شك، نگاه هنرمند به هستي نگاهي خام، كامجويانه و سطحي نيست. انديشهاي كه در هنر، تجلي يافته، مسلما خردي گذشته از تالارهاي باشكوه اشراق و شهود است و توضيح اين هنر در طي زمانهاي گوناگون تبديل به فلسفه شد. پيوند ناگسستني ميان هنر و علم نيز درخور تامل است.
دقيقترين، زواياي هندسي قوسها و كمانها را در همين آثار هنري كه اوجش در هنر معماري است، به چشم ميخورد. بيجهت نيست كه نخستين پيشگامان فلسفه چه در هند و چه در يونان و مصر، خود از رياضيدانان، منجمين و طبيعيدانان بودند.
اصولا انديشه جدايي ميان علم و عرفان، هنر و فلسفه، دين و فلسفه، و نهايتا علم و دين، انديشه غلطي است كه نميدانم از كجا نشئت گرفته و چرا اينقدر در پي اثبات آن هستيم، در حالي كه شواهد هر روز و هر لحظه پيش چشمان ما، گواه بر خلاف اين مدعا هستند.
| نگاهی به کتاب «نهضت تولید علم» | |
| «نهضت تولید علم» (نظرگاههای رهبر معظم انقلاب در دیدار با نخبگان حوزه و دانشگاه) عنوان کتابی با موضوع تدوین شاخصهای نهضت تولید علم و نیز بایستههای ایجاد و ساماندهی آن است که به کوشش احسان احمدی از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است. | |
خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و ادب: اصلاح و نوآوری در تمام مکاتب و نهضتهای آزادیبخش جهان در 200 سال اخیر به دلیل وجود نقص و کاستی در بخشی از معرفت و اندیشه آن نهضت و صاحبان آن نسبت به اندیشه دینی بوده است. بدون شک دین به عنوان مکانیزم و آمریت قدسی و فرازمینی خود که منشائی ازلی دارد، ناقص و ابتر نیست، اما حضور آن در جوامع بشری و تصرف اعضا جامعه در آن در طول سالیان گذشته، به آن رنگ زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا بخشیده است و منجر به سستی و گاه بدفهمی عمومی شده است. نهضت اصلاحگرایانه امام خمینی (ره) اما در این میان دارای تفاوتهای عمده و قابل اعتنایی نسبت به حرکتهای مشابه داشته است که باید آن را در نگاه اول در دستیابی امام به مکتب و معرفت فردی در کنار اطلاع از شرایط اصلاح و احیاء نظام اجتماعی دانست که این موضوع به ویژه در دوران آغاز نهضت ایشان که با تحجر و عوامزدگی در حوزه حرکتهای اجتماعی همراه بود، مورد توجه است. انقلاب اسلامی ایران به عنوان مهمترین نتیجه عملی تفکر حضرت امام خمینی (ره) تحقق عینی شعار نه شرقی و نه غربی است که در نخستین سالهای ورورد به دهه چهارم از آن به نظر میرسد تنها به واسطه علم و فنآوری و فرهنگ عقلی و معنوی است که امکان برون رفت از رخوت و رکود را برای آن فراهم میسازد. کتاب «نهضت تولید علم» به کوشش احسان احمدی بر مبنای بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان و حوزویان در راستای تدوین شاخصهای نهضت تولید علم از سوی انتشارت علمی و فرهنگی تدوین شده است. این اثر مجموعهای از بیانات مقام معظم رهبری در راستای نهضت تولید علم و جنبش نرمافزاری است که در فاصله سالهای 71 تا 86 در جمع نخبگان بیان شده است.
این کتاب در بخش نخست خود به بخشی از بیانات مقام معظم رهبری توجه نشان داده که در ذیل عنوان اهمیت علم به عنوان هسته تحول و استقلال جویی در نظام جمهوری اسلامی مطرح است: «بارها گفتهام و صدبار دیگر هم خواهیم گفت، و اگر دانشجو و مدیر و استاد و مسئول و وزیر از ما توصیهای بخواهند، توصیه ما همین خواهد بود که با علم و تحقیق و کاوش، در این اقیانوس عظیمی که خداوند متعال در برابر انسان قرار داده است و قدرت ژرفکاوی در این اقیانوس را هم به انسان داده، هر چه میتوانید پیش بروید» این کتاب با وجود آنکه در بسیاری از بخشهای خود تنها به یادکردی از بیانات معظم له بسنده کرده است، اما با یک تقسیم بندی صحیح و دقیق و نیز انتخاب عناوینی برای هر بخش از بیانات به کار رفته در هر بخش توانسته است مخاطبان خود را برای استفاده از متن به مسیر مشخصی هدایت کند. احمدی در بخش دیگری از کتاب خود در ذیل عنوان «جایگاه علم در رشد و شکوفایی تمدن اسلامی» به موضوع اهمیت علم توجه نشان داده که در ادامه و در دومین بخش از این کتاب نیز به موضوع جایگاه علم در جهان اسلام و نیز معرفی معیارهای سنجش علم و عالم در اسلام از منظر بیانات مقام معظم رهبری و نیز جایگاه علم در اسلام و روش کشف علم در سنت نبوی پرداخته است. این کتاب همچنین در دومین بخش از خود به نگاه مقام معظم رهبری در بررسی موانع رشد و تکامل جوامع بشری میپردازد. این بخش با موضوع نگاه استعماری به علم آغاز و در ادامه به موضوع نقش حکومتهای استبدادی در عقبماندگی علمی در ایران اشاره میکند. بررسی موضوعاتی چون کشف حجاب، جریان فساد در دوران حکومت پهلوی و نیز نوع نگاه به علم و فنآوری پیش از پیروزی انقلاب اسلامی از مهمترین موضوعات قابل توجه در این بخش از کتاب به شمار میرود. یکی از نکات قابل اعتنا در این کتاب، ترتیب صحیح و توالی موضوعات ارائه شده به مخاطبان است که در فهم سلسلهوار موضوعات ارائه شده در متن، اهمیت بالایی دارد. موضوع نقش نحبگان و روشنفکران در عقبماندگی علمی ایران و بررسی ریشههای تاریخی این موضوع از جمله موضوعات قابل توجه در این بخش از این کتاب به شمار میرود. رنسانس فکری و نهضت بیداری اسلامی، موضوع سومین بخش از این اثر است که با نگاهی به نقش حضرت امام (ره) در احیاء این موضوع در کنار نقش روشنفکران دینی در این راستا و نیز نخبگان علمی جهان اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین در بخش مهمی از این فصل کتاب موضوع مسئولیت حوزههای علمیه در نهضت بیداری اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. مساله آیندهنگری و آیندهسازی حوزههای علمیه و نیز تحول در کتب درسی حوزه و نیز ایجاد کرسیهای آزاد اندیشی در حوزه در این بخش قابل اعتنا و توجه است. مولف همچنین در بخش جداگانه دیگری به موضوع نقش و رسالت دانشگاهها در حوزه پیشرفت و تحول و نیز وحدت دانشگاه با حوزههای علمیه در این راه توجه نشان داده است. بخش پایانی و کلیدی این اثر نیز به موضوع نهضت تولید علم و جنبش نرمافزاری اختصاص یافته است که در نخستین بخش از آن به موضوع آینده نهضت بیداری اسلامی در ایران میپردازد. نگاه مقام معظم رهبری به سند چشمانداز حوزههای علمیه و نیز تدوین ملاکها و تعاریف نهضت جنبش نرمافزاری و بررسی مدلهای غیراسلامی و غیرایرانی پیشرفت از منظر بیانات معظم له نیز از جمله مهمترین موضوعات قابل توجه در این بخش از کتاب است. همچنین چیستی و چرایی تحول و نیز مدیریت این مقوله نیز از جمله موضوعاتی است که در این بخش از کتاب از منظر بیان رهبری انقلاب اسلامی مورد توجه قرار گرفته است که یکی از مهمترین چالشهای روز کشور در عرصه کلان برنامه ریزی و مدیریتی به شمار میرود. نهضت تولید علم را با توجه به نوع طبقهبندی و محتوای ارائه شده در درون خود در مجموع میتوان یک کتاب مرجع به شمار آورد. کتابی که برای بسیاری از محققان و پژوهشگران عرصه علوم انسانی و نیز علوم تجربی میتواند به مثابه چراغ راه در جهت تدوین استراتژی کاری آنها قرار بگیرد. -------------------- حمید نورشمسی |

احسان احمدي
خرافات همواره با زمینههاي سیاسی و اجتماعی هر فرهنگ پیوند دارند به همین جهت ارائه تعریف دقیق از آن به سختی امکانپذیر است. خرافه را هر نوع عقیده نامعقول و بیاساس تعریف کردهاند. خرافات ممكن است حاصل اشتباه در ادراک، حافظه یا قضاوت افراد يا ناشی از مسايل اجتماعی باشد اما به هر حال واقعیت این است که وقتي مردم به خرافهاي معتقد ميشوند به سختی دست از آن برمیدارند و به همین جهت روانشناسان عقيده دارند خرافات، بيشتر از آنكه معلول علل بيروني باشند ریشه در درون شخصیت افراد دارند.
شايد بتوان گفت که بدترين ويژگي خرافهها اين است که آسان به وجود ميآيند ولي به دشواري از بين ميروند. بروز، تقويت و اشاعه يک خرافه معمولا براي اذهانِ آماده و جادو مزاج و کساني که کمتر از نيروي عقلاني خود کمک ميگيرند در هر حال و در هر مکاني ممکن است اتفاق بيفتد. مبهم بودن روابط علت و معلولي زمينه را براي رواج انواع عقايد خرافي، غيرعقلاني و چه بسا شيادانه هموار ساخته است. اما در واقع همانطور که مطالعات روانشناختي نشان داده است، ما به هر چيز كه دلبسته باشيم ناخودآگاه براي آن کار ميکنيم و روي آن پافشاري مي کنيم که همگي اين عوامل باعث رخ دادن آن اتفاق مورد انتظار باشند. اين انتظارات انسان است که به طور قدرتمندي روي اعمال هشيارانه و ناخودآگاه او تاثير ميگذارند و او را هدايت مي کنند.
قرآن كريم و خرافات
قرآن كریم، از خرافات با عنوان «اساطیر» یاد كرده است. «اساطیر» به معنای «اباطیل» و سخنان بیهودهای است كه هیچ پایه و اساسی ندارند و مراد از «اساطیر» نوشتههای باطل، حكایتهای دروغ، افسانههای بیاساس میباشد. «اساطیر» از ریشه سطر و جمع الجمع است و «اساطیر» جمع «اسطوره» است. قرآن كریم، به مناسبتهای مختلف از خرافات با عنوان اساطیر، یاد كرده است و همواره با پدیده شوم خرافات مبارزه كرده و با سخنان و اعمال، بیهوده مخالف است و در شرایطی بر پیامبر اكرم (ص) نازل شد كه مسائل خرافی و بیاساس و افسانههای بیپایه، جامعه آن روز حجاز را به تسخیر خود در آورده بودند و مردم به شدت گرفتار خرافات و مسائل بیاساس جاهلیت بودند و زنجیرهای جهل و گرایش به افسانهها و اساطیر بر دست و پای آنها تنیده شده بود و به زندگی پست و ذلت باری تن داده بودند. قرآن كریم، با مبنا قرار دادن خرد سليم براي درك حقايق عالم آفرينش با اتكا به آیات نورانی خود، پردههای جهل و خرافات را كنار زد.
علل و عوامل پيدايش و رشد خرافات
در به وجود آمدن و رشد عقايد انحرافي و خرافي، علل و عوامل گوناگوني دخيل هستند كه از جمله مهمترين آنها ميتوان به موارد زير اشاره نمود. البته بايد توجه نمود كه علل زير هم ميتوانند در زمره علل موجبه خرافات تلقي شوند و هم در زمره آثار پديد آمده توسط خرافات دسته بندي شوند.
1. فقدان دانش و علم:
بديهي است هر قدر فرد يا اجتماع از دانش راستين معنوي و ديني و همچنين علوم روز، كمبهرهتر باشند احتمال لغزيدن در دامان خرافه و انحرافات ديني در آنها بيشتر خواهد بود. علم به منزله نوري فراروي فرد و جامعه است كه راه را از بيراه و مسيرهاي انحرافي را از راه راست بازميشناساند. خاموشي چراغ دانش در وجود فرد بهترين زمينه براي پيدايش و رشد سرطاني خرافات است.
2. علل اجتماعي سياسي:
از دير باز تاريخ، همواره حكام جور و ظلم كوشيدهاند تا با رواج عقايد خرافي، مردم را به سمت و سوي اهدافي كه خود آنها را تعيين و تبيين نمودهاند به پيش برانند. اين تحركات سياسي اجتماعي به قدري براي بقاي حكام فاسد ضروري است كه يكي از مهمترين حربههاي دولت استعماري انگليس در ايران در سدههاي اخير ـ خصوصا زمان قاجار ـ رو آوردن به فرقهسازي و رواج عقايد خرافي و انحرافي در بين توده مردم بوده است. سلطه بر مردمي كه به راحتي معتقد به خرافات ميشوند بسيار آسانتر از كساني است كه آگاهانه و بيدار به مسايل نظر دارند.
3. فقر فرهنگي:
بديهي است جامعهاي كه خود را از لحاظ فرهنگي غني بداند و پشتوانههاي فرهنگي خود را چراغ راه حركت به سوي آينده قرار دهد هيچگاه در دام اين قبيل عقايد شرك آلود خرافي قرار نخواهد گرفت.
4. سرخوردگيهاي رواني:
غالب افرادي كه به اين قبيل عقايد خرافي و انحرافي سوق پيدا ميكنند، به لحاظ رواني دچار سرخوردگي و ياس شديد شدهاند تا جايي كه اميدي جز چنگ زدن در دامن خرافات ندارند و البته اين نيز براي تسكين روان بيمار و ذهن آشفته خود آنهاست.
5. شخصيت ناپايدار و متزلزل:
شخصيتهاي استوار، مطمئن و محكم، كمتر به سراغ اين گزينههاي خرافي ميروند و در مقابل، شخصيتهاي متزلزل و ناپايدار براي يافتن تكيهگاه به سوي اين امور گرايش دارند. از اين رو پرورش شخصيت با عواملي كه موجب رشد و استحكام شخصيت در فرد ميشوند يكي از مطمئنترين راههاي پيشگيري از اين آفت است.
6. ميل به آسانيابي و راه ميانبر:
ذائقه مردم خصوصا در امروز به آسان يابي و رفتن از راههاي ميانبر عادت كرده است. گويي طبيعت غذاهاي «فست فوودي» بر روي خرد و بينش ما نيز اثر منفي گذارده و همواره در پي يافتن راههاي براي كوتاه كردن مسير نيل به موفقيت هستيم. اين مساله به خودي خود مذموم نيست ليكن وقتي كه اين امر تبديل به وجه غالب شخصيت كسي شد و او را همواره از آزمودن راههاي جديد و سخت فراري داد تبديل به بيماري خطرناكي ميشود كه مهمترين نمود آن رفتن به سوي عقايد خرافي و سهلالوصول است.
