چه حاجت بر طناب دار و بند است

دل شيدا به يك موي تو بند است

 

اسير عشق صيدي بي تقلاست

همه عالم اسير اين كمند است

 

غم بي‌صحبتي برده امانم

دلم زين درد بي درمان نژند است

 

گناه دست كوته نيست جانا

نخيل قامتت از بس بلند است

 

مقصر نيستي در تندخويي

وليكن طبع تو مشكل‌پسند است

 

كنون كه در چمن بالانشيني

نمي‌گويي خرت هرگز به چند است

 

بخواني شعرم و خندي به ريشم

كه شعرت سر به سر چرت و پرند است

 

مزن بر زلف پيچاپيچ شانه

دل شيدا به يك موي تو بند است